.
hed

فصل ششم: کارن هورنای - نظریة روان‌کاوی اجتماعی

 

نظریة روان‌کاوی اجتماعی کارن هورنای بر این فرض استوار است که شرایط اجتماعی و فرهنگی، مخصوصاً تجربیات کودکی، عمدتاً مسئول شکل‌دهی شخصیت هستند. افرادی که نیازهای عشق و محبتشان در کودکی برآورده نشده‌ است، خصومت بنیادی نسبت به والدینشان پرورش می‌دهند و در نتیجه، از اضطراب بنیادی رنج می‌برند. افراد با اختیار کردن یکی از سه سبک اساسی برقرار کردن رابطه با دیگران، با اضطراب بنیادی مبارزه می‌کنند: حرکت به سوی مردم، حرکت علیه مردم، حرکت به دور از مردم. رفتار وسواسی افراد تعارض درون‌روانی بنیادی به وجود می‌آورد که ممکن است شکل خودانگارة آرمانی یا بیزاری از خود بگیرد. خودانگارة آرمانی ممکن است به صورت: جستجوی روان‌رنجور برای شهرت، ادعاهای روان‌رنجور، و غرور روان‌رنجور ابراز شود.

مقایسة هورنای با فروید

هورنای از نظریه‌های فروید در چند زمینه انتقاد کرد: او هشدار داد که طرفداری قاطع از روان‌کاوی سنتی به رکود در تفکر نظری و روش‌درمانی منجر خواهد شد. با عقاید فروید دربارة روان‌شناسی زنانه مخالف بود. بر این عقیده تأکید کرد که روان‌کاوی باید از نظریة غریزه فراتر رود و روی اهمیت تأثیرات فرهنگی بر رشد شخصیت تأکید کند. انسان فقط تحت سلطة اصل لذت قرار ندارد، بلکه دو اصل هدایت کنندة ایمنی و خشنودی بر او حاکم هستند. او مدعی بود که روان‌رنجوریها حاصل غرایز نیستند، بلکه نتیجة «تلاش برای یافتن مسیرهایی در صحرای پر از مخاطرات ناشناخته» هستند.

تأثیر فرهنگ

او معتقد بود که فرهنگ مدرن بر اساس رقابت بین افراد استوار است. «هر کسی رقیب واقعی یا بالقوة شخص دیگری است.» رقابت‌جویی و خصومت بنیادی ناشی از آن، به احساس انزوا منجر می‌شود. این احساسهای تنها بودن در دنیای بالقوه متخاصم، به تشدید نیاز به محبت می‌انجامد.

افراد روان‌رنجور به جای اینکه از نیاز به محبت بهره‌مند شوند، به روشهای بیمارگون سعی می‌کنند آن را پیدا کنند. تلاشهای خودشکن آنها به عزت‌نفس پایین، افزایش خصومت، اضطراب بنیادی، رقابت‌جویی بیشتر، و نیاز شدید و مداوم به عشق و محبت منجر می‌شود.

اهمیت تجربیات کودکی

هورنای معتقد بود تعارض روان‌رنجور می‌تواند تقریبا از هر مرحلة رشد ناشی شود، اما کودکی دوره‌ای است که اکثر مشکلات از آن حاصل می‌شوند. هورنای تأکید داشت که تجربیات ناتوان‌کننده را تقریبا همیشه می‌توان به فقدان صمیمت و محبت واقعی مربوط دانست. هورنای معتقد بود که کودکیِ دشوار، مسبب اصلی نیازهای روان‌رنجور است. هورنای هشدار داد که «کل تجربیات کودکی ساختار منش خاصی را به وجود می‌آورد.» نگرشهای بعدی نسبت به دیگران، تکرار نگرشهای بچگانه نیستند، بلکه از ساختار منشی ناشی می‌شوند که شالودة آن در کودکی ریخته شده است. تجربیات کودکی مسئول اصلی رشد شخصیت هستند.

خصومت بنیادی و اضطراب بنیادی

کودکان باید محبت واقعی و انضباط سالم را تجربه کنند. چنین شرایطی احساس ایمنی و خشنودی در آنها ایجاد می‌کند و امکان رشد کردن مطابق با خودِ واقعی آنها را برایشان فراهم می‌آورد.

اگر والدین نیازهای کودک به ایمنی و خشنودی را برآورده نکنند، کودک احساس خصومت بنیادی را نسبت به آنها پرورش می‌دهد. کودکان این خصومت را به ندرت به صورت خشم نشان می‌دهند؛ آنها خصومت خود را سرکوب می‌کنند و هیچ آگاهی از آن ندارند. خصومت سرکوب‌شده از آن پس به احساس عمیق ناایمنی و احساس مبهم نگرانی منجر می‌شود. این حالت اضطراب بنیادی نامیده می‌شود؛ یعنی احساس منزوی و درمانده بودن در دنیایی که به صورت بالقوه متخاصم پنداشته می‌شود. هورنای معتقد بود که خصومت بنیادی و اضطراب بنیادی «به طور جدایی‌ناپذیری در هم تنیده هستند.»

کودکانی که از جانب والدین احساس تهدید می‌کنند، برای دفاع در برابر این تهدید، خصومت واکنشی را پرورش می‌دهند. این خصومت واکنشی به نوبة خود اضطراب بیشتری به وجود می‌آورد. «مهم نیست که آیا اضطراب عامل اصلی بوده است یا خصومت؟ مهم این است که تأثیر متقابل آنها می‌تواند بدون اینکه فرد تعارض بیرونی بیشتری را تجربه کند، روان‌رنجوری را تشدید نماید.

اضطراب بنیادی به خودی خود روان‌رنجور نیست، بلکه «خاک حاصلخیزی است که روان‌رنجوری می‌تواند در هر زمانی از آن پرورش یابد.» اضطراب بنیادی در تمام روابط با دیگران رخنه می‌کند و به روش‌های ناسالم کنار آمدن با دیگران منجر می‌شود. هورنای چهار روش کلی را مشخص نمود که افراد به وسیلة آنها از خودشان در برابر احساس تنهایی در دنیای بالقوه متخاصم محافظت می‌کنند:

  1. محبت: راهبردی که همیشه به عشق اصیل منجر نمی‌شود. افراد ممکن است سعی کنند با اطاعت متواضعانه، کالاهای مادی، یا مرحمت جنسی، محبت را بخرند.
  2. سلطه‌پذیری: امکان دارد افراد روان‌رنجور خودشان را به دیگران یا موسساتی مانند یک سازمان یا نهاد مذهبی تسلیم کنند.
  3. تلاش برای قدرت، مقام یا مایملک: قدرت، دفاعی است علیه خصومت واقعی یا خیالی دیگران و شکل گرایش به حاکم شدن بر دیگران می‌گیرد؛ مقام، محافظی است علیه تحقیر و به صورت تمایل به تحقیر کردن دیگران ابراز می‌شود؛ مایملک به عنوان سپری در برابر فقر و تهیدستی عمل می‌کند و به صورت گرایش به محروم کردن دیگران آشکار می‌شود.
  4. کناره‌گیری: افراد روان‌رنجور غالباً با مستقل شدن از دیگران یا جدا شدن عاطفی از آنها، از خودشان در برابر اضطراب بنیادی محافظت می‌کنند.

وسواس یا بی‌اختیاری، ویژگی بارز تمام سایقهای روان‌رنجور است.

سایقهای وسواسی

افراد روان‌رنجور نمی‌توانند رفتارشان را به ارادة خودشان تغییر دهند، بلکه باید مرتباً به صورت وسواسی از خودشان در برابر اضطراب بنیادی محافظت کنند. نیاز وسواسی آنها به کاهش دادن اضطراب بنیادی، رفتارهایی را به بار می‌آورد که به عزت‌نفس پایین، خصومت فراگیر، تلاش نامناسب برای قدرت، احساسهای کاذب برتری، و نگرانی دایمی تداوم می‌بخشد و همة اینها به اضطراب بنیادی بیشتر منجر می‌شوند.

نیازهای روان‌رنجور

هورنای 10 طبقه از نیازهای روان‌رنجور را مشخص کرد که تلاشهای افراد روان‌رنجور را برای مبارزه کردن با اضطراب بنیادی توصیف می‌کنند:

1- نیاز روان‌رنجور به محبت و تأیید. افراد روان‌رنجور در جستجوی خود برای محبت و تأیید کورکورانه می‌کوشند دیگران را خشنود کنند.

2- نیاز روان‌رنجور به همسری قدرتمند. افراد روان‌رنجور به علت فقدان اعتماد به نفس، سعی می‌کنند خودشان را به همسری قدرتمند بچسبانند.

3- نیاز روان‌رنجور به محدود کردن زندگی در مرزهای تنگ. آنها اغلب تلاش می‌کنند توجه کسی را جلب نکنند، مقام دوم را به دست آورند و به بسیار اندک قانع باشند.

4- نیاز روان‌رنجور به قدرت. قدرت و محبت احتمالاً دو مورد از بزرگترین نیازهای روان‌رنجور هستند.

5- نیاز روان‌رنجور به بهره‌کشی از دیگران. افراد روان رنجور اغلب دیگران را براساس اینکه چگونه می‌توان از آنها استفاده یا بهره‌کشی کرد، ارزیابی می‌کنند؛ اما در عین حال، می‌ترسند دیگران از آنها بهره‌کشی کنند.

6- نیاز روان‌رنجور به شهرت یا مقام اجتماعی. از طریق تلاش کردن برای اینکه اول باشند، مهم باشند، یا توجه دیگران را به خودشان جلب کنند، با اضطراب بنیادی مبارزه می‌کنند.

7- نیاز روان‌رنجور به تحسین شدن. آنها نیاز دارند به خاطر آنچه هستند نه آنچه دارند تحسین شوند.

8- نیاز روان‌رنجور به جاه‌طلبی و موفقیت شخصی. افراد روان رنجور اغلب سایق نیرومندی برای بهترین بودن دارند- بهترین فروشنده، بهترین بولینگ‌باز، بهترین معشوق.

9- نیاز روان‌رنجور به خودبسندگی و استقلال. بسیاری از افراد روان‌رنجور نیاز قدرتمندی به کناره‌گیری از دیگران دارند و از این طریق می‌خواهند ثابت کنند که می‌توانند بدون دیگران روزگار خود را بگذرانند.

10- نیاز روان‌رنجور به کمال و آسیب‌ناپذیر بودن. با تلاش سرسختانه برای کمال، «دلیلی» برای عزت‌نفس و برتری شخصی خود پیدا می‌کنند.

 


 

نظریه شخصیت، کارن هورنای، هورنای، نظریه شخصیت هورنای، گرایش های روان رنجور هورنای، نظریه شخصیت فیست، گروه آموزشی کیهان

گرایشهای روان‌رنجور

هورنای متوجه شد که فهرست 10 نیاز روان‌رنجور را می‌توان به سه طبقة کلی دسته‌بندی کرد. او سه نگرش اساسی یا گرایشهای روان‌رنجور را مشخص کرد: حرکت به سوی مردم، حرکت علیه مردم، و حرکت به دور از مردم. بین نگرشهای بهنجار و روان‌رنجور تفاوتهای مهمی وجود دارد. افراد بهنجار عمدتاً یا کاملاً از راهبردهای خودشان در رابطه با دیگران آگاه‌اند، اما افراد روان‌رنجور از نگرشهای اساسی خودشان ناآگاه‌اند. افراد بهنجار در انتخاب کردن اعمالشان آزادند، درحالیکه افراد روان‌رنجور وادار به عمل کردن می‌شوند. افراد بهنجار تعارض خفیفی را تجربه می‌کنند، اما افراد روان‌رنجور تعارض شدید و حل نشدنی را تجربه می‌کنند. افراد بهنجار می‌توانند از بین انواع راهبردها انتخاب کنند، ولی افراد روان‌رنجور به یک گرایش محدود می‌شوند.

● حرکت به سوی مردم

افراد مطیع در تلاشهای خود برای محافظت کردن از خودشان در برابر احساسهای درماندگی شدیداً برای کسب محبت و تأیید دیگران تلاش می‌کنند، یا به دنبال همسر قدرتمندی می‌گردند که مسئولیت زندگی آنها را برعهده بگیرد. هورنای به این نیازها با عنوان وابستگی بیمارگون اشاره کرد.

● حرکت علیه مردم

به همان صورتی که افراد مطیع فرض می‌کنند همه خوب هستند، افراد پرخاشگر مسلم می‌دانند که همه متخاصم‌اند. در نتیجه، آنها راهبرد حرکت علیه مردم را اختیار می‌کنند. این افراد نیاز قوی بهره‌کشی از دیگران و استفاده کردن از آنها برای منافع شخصی. آنها به ندرت اشتباهات خود را می‌پذیرند و به صورت وسواسی علاقه دارند عالی، قدرتمند و برتر به نظر رسند.

حرکت به سوی دیگران و حرکت علیه دیگران، از بسیاری جهات، دو قطب مخالف هستند. با این حال، برای هر دو تیپ، «مرکز ثقل بیرون از شخص قرار دارد»: هر دو به دیگران نیاز دارند.

● حرکت به دور از مردم

برخی افراد برای حل کردن تعارض بنیادی انزوا، به صورت جدا از دیگران عمل می‌کنند و گرایش روان‌رنجور حرکت به دور از مردم را اختیار می‌نمایند. این راهبرد، ابراز نیاز به زندگی خصوصی، استقلال، و خودبسندگی است. آنها معمولاً دنیایی را برای خودشان می‌سازند و اجازه نمی‌دهند کسی به آنها نزدیک شود. بیشترین ترس آنها نیاز داشتن به دیگران است. همة افراد روان‌رنجور از نیاز به احساس برتری برخوردارند، اما افراد جدا یا گسلیده، نیاز شدید به قوی و قدرتمند بودن دارند.

تعارضهای درون‌روانی

هورنای از تأثیر عوامل درون روانی بر رشد شخصیت غافل نشد. فرایندهای درون‌روانی از تجربیات میان‌فردی سرچشمه‌ می‌گیرند، اما زمانی که بخشی از نظام عقیدتی فرد می‌شوند، زندگی خاص خودشان را به وجود می‌آورند. دو تعارض درون روانی مهم: خودانگارة آرمانی و بیزاری از خود هستند. خودانگارة آرمانی تلاش برای حل کردن تعارضها به وسیلة ترسیم کردن تصویری خداگونه از خویشتن است. بیزاری از خود،‌ گرایش به خوار شمردن خودِ واقعی فرد است.

خودانگارة آرمانی

افراد به علت احساس بیگانگی با خوشان، شدیداً نیاز دارند درک هویت با ثباتی را کسب کنند. این معضل را فقط می‌توان با به وجود آوردن خودانگارة آرمانی حل کرد؛ یعنی، نگرش بیش از حد مثبت نسبت به خویش که فقط در نظام عقیدتی خود فرد وجود دارد. این افراد نیروهای نامحدود و قابلیت‌های بی‌حد و حصری را به خودشان اعطا می‌کنند؛ آنها خودشان را به صورت «قهرمان، نابغه، معشوق عالی، فرشته، و خدا» می‌انگارند. زمانی که خودانگارة آرمانی تحکیم می‌شود، افراد روان‌رنجور تصور می‌کنند که این انگاره واقعیت دارد. آنها تماس خود را با خودِ واقعی از دست می‌دهند و برای ارزیابی خودشان از خودانگارة آرمانی استفاده می‌کنند. هورنای سه جنبة خودانگارة آرمانی را مشخص کرد: جستجوی روان‌رنجور برای شهرت، ادعاهای روان‌رنجور، و غرور روان‌رنجور.

● جستجوی روان‌رنجور برای شهرت

زمانی که افراد روان‌رنجور خودانگارة آرمانی‌شان را به عنوان یک واقعیت باور می‌کنند، آن را در تمام جنبه‌های زندگی، از اهدافشان گرفته تا خودپنداره و روابطشان با دیگران، می‌گنجانند. هورنای این سایق فراگیر به سمت تحقق بخشیدن به خودِ آرمانی را جستجوی روان‌رنجور برای شهرت نامید. جستجوی روان رنجور برای شهرت، علاوه بر آرمانی کردن خود، سه عنصر دیگر را شامل می‌شود: 1) نیاز به کمال که به سایق شکل دادن کل شخصیت در قالب خودِ آرمانی اشاره دارد. هورنای این سایق را استبداد بایدها نامید. 2) جاه‌طلبی روان‌رنجور یعنی سایق وسواسی به سمت برتری. 3) گرایش به سوی پیروزی کینه‌توزانه که از همه عناصر دیگر مخرب تر است. هدف اصلی آن شرمنده کردن یا شکست دادن دیگران از طریق موفقیت است؛ یا رسیدن به قدرت برای عذاب دادن آنها.

● ادعاهای روان‌رنجور

افراد روان‌رنجور معتقدند که در دنیای بیرونی اشکالی وجود دارد، از این رو، اعلام می‌دارند که استثنایی هستند و بنابراین، سزاوار آن هستند که مطابق با نظر آرمانی ایشان دربارة خودشان با آنها برخورد شود. ادعاهای روان‌رنجور از نیازها و امیال طبیعی ناشی می‌شوند، اما آنها کاملاً متفاوت هستند. زمانی که امیال طبیعی برآورده نمی‌شوند، افراد به طور قابل فهمی ناکام می‌شوند، اما وقتی که ادعاهای روان‌رنجور برآورده نمی‌شوند، افراد روان‌رنجور خشمگین و آشفته می‌شوند و نمی‌توانند بفهمند که چرا دیگران ادعاهای آنها را اجابت نمی‌کنند.

● غرور روان‌رنجور

غرور کاذبی که براساس نظر واقع‌بینانه نسبت به خود واقعی استوار نیست، بلکه بر پایة تصور بی‌اساس در مورد خودِ آرمانی قرار دارد.

بیزاری از خود

افرادی که در جستجوی روان‌رنجور برای شهرت هستند، هرگز نمی‌توانند از خودشان خشنود باشند، زیرا وقتی پی می‌برند که خودِ واقعی آنها با درخواستهای سیری‌ناپذیر خودِ آرمانی‌شان نمی‌خواند، از خودشان بیزار می‌شوند و خویشتن را خوار می‌شمارند. هورنای شش روش بیزاری از خود را مشخص کرد.

توقعات مداوم از خود: استبداد بایدها نمونه‌ای از آن است.

گناهکار انگاری بی‌رحمانة خویش: افراد روان‌رنجور مرتباً خودشان را ملامت می‌کنند.

خودخوارشماری: که به صورت حقیر شمردن، دست کم گرفتن، مورد تهدید قرار دادن، رد کردن، و مسخره کردن خویشتن ابراز می‌شود. خودخوارشماری اجازه نمی‌دهد افراد برای بهبودی یا موفقیت تلاش کنند.

ناکام کردن خود: ناکام کردن خود از بیزاری از خویش ناشی شده، و به منظور تحقق بخشیدن به خودانگارة کاذب تدارک دیده می‌شود. افراد روان‌رنجور مرتباً با ایجاد محرماتی علیه لذت و خشنودی، دست و پای خود را می‌بندند.

خودآزاری یا زجر دادن خویش: خودآزاری می‌تواند در هر یک از شکلهای دیگر بیزاری از خود وجود داشته باشد، اما زمانی که قصد اصلی افراد وارد کردن صدمه یا عذاب دادن به خودشان است، طبقة مجزایی می‌شود.

اعمال و تکانه‌های خودتباهی

می‌تواند جسمانی یا روانی، هشیار یا ناهشیار، حاد یا مزمن، به عمل درآمده یا فقط در عالم خیال باشد. پرخوری، سوء مصرف الکل و سایر داروها، کار کردن خیلی سخت، رانندگی بی‌پروا، و خودکشی، جلوه‌های رایج خودتباهی جسمانی هستند.

روان‌شناسی زنانه

از نظر هورنای، تفاوتهای روانی بین زنان و مردان ناشی از آناتومی نیست، بلکه به علت انتظارات فرهنگی و اجتماعی است. او تأکید کرد که اضطراب بنیادی محور نیاز مردان به مطیع ساختن زنان و تمایل زنان به تحقیر کردن مردان است. هورنای وجود عقدة ادیپ را قبول داشت، اما تأکید کرد که این عقده ناشی از شرایط محیطی خاص است نه زیست‌شناسی. او معتقد بود این عقده در برخی افراد یافت می‌شود و جلوه‌ای از نیاز روان رنجور به محبت است. هورنای مفهوم رشک آلت مردی را حتی نامعقول‌تر می‌دانست. با اینکه این مفهوم براساس زیست‌شناسی استوار است، هورنای معتقد بود با تفکر زیستی مغایرت دارد.

هورنای با آدلر موافق بود که زنان بسیاری از نرینه‌نمایی برخوردارند؛ یعنی اعتقاد بیمارگونی دارند به اینکه مردان از زنان برترند. این برداشت به راحتی می‌تواند تمایل روان‌رنجور به مرد بودن را به بار آورد. با این حال، این تمایل، ابراز رشک آلت مردی نیست، بلکه «میل به داشتن تمام ویژگی‌ها یا امتیازاتی است که در فرهنگ ما مردانه انگاشته می‌شوند.»

روان‌درمانی

هورنای معتقد بود روان‌رنجوریها از تعارض بنیادی به وجود می‌آیند که معمولاً در کودکی آغاز می‌شوند. هدف کلی درمان به روش هورنای این است که به بیماران کمک شود به تدریج در مسیر خودپرورانی حرکت کنند. به عبارت دیگر، هدف این است که به بیماران کمک شود خودانگارة آرمانی‌شان را رها کنند، از جستجوی روان‌رنجور برای شهرت دست بکشند، و بیزاری از خود را به پذیرفتن خودِ واقعی تبدیل کنند. با اینکه درمانگر می‌تواند بیماران را به سمت خودآگاهی ترغیب کند، در نهایت، درمان موفقیت‌آمیز براساس خودکاوی قرار دارد. بیماران باید از تفاوت بین خوانگارة آرمانی و خود واقعی‌شان آگاه شوند.

در رابطه با فنون درمانی، درمانگران طرفدار هورنای از همان فنونی که درمانگران طرفدار فروید به کار می‌برند، مخصوصاً تعبیر رویاها و تداعی آزاد استفاده می‌کنند.

 

 

برگرفته از:

  • جزوه روانشناسی شخصیت کیهان
 
گروه آموزشی کیهان 
رتبه یک کارشناسی ارشد و دکتری
فقط رشته های روانشناسی و مشاوره
نظرات كاربران :
نام :
ايميل :
متن نظر : * 
 
متن بالا را وارد نماييد* 
 
.