.
hed

اضطراب بیماری، علائم و نشانه ها

بیماران مبتلا به اختلال اضطراب بیماری معتقدند که مبتلا به یک بیماری جدی هستند که هنوز تشخیص داده نشده است و نمی توان آنها را به قبول خلاف این موضوع قانع کرد. اعتقاد آنها به وجود بیماری علی رغم نتایج منفی آزمایشات و اطمینان بخشی مناسب از سوی پزشکان همچنان ادامه دارد.این افراد اغلب معتاد به جستجوهای اینترنتی در مورد بیماری فرضی هستند و از اطلاعاتی که پیدا می کنند بدترین استنتاج ها را به عمل می آورند.
 
 

ملاک های زیر برای تشخیص این اختلال مطرح شده است:

A. اشتغال ذهنی به داشتن بیماری جدی یا مبتلا شدن به آن
B. نشانه‌های جسمانی وجود ندارند یا اگر وجود داشته باشند، از نظر شدت خفیف هستند. اگر بیماری جسمانی دیگر یا خطر زیاد دچارشدن به بیماری جسمانی وجود داشته باشد (مثلا سابقه خانوادگی نیرومند موجود باشد)، اشتغال ذهنی آشکارا بیش از اندازه یا نامناسب است. 
C. سطح بالای اضطراب در مورد سلامتی وجود دارد، و فرد به راحتی در مورد وضع سلامت شخصی به وحشت می‌افتد. 
D. فرد رفتارهای مرتبط با سلامتی افراطی انجام می‌دهد (مثلا بارها بدن خود را برای یافتن علائم بیماری وارسی می‌کند) یا اجتناب ناسازگارانه بروز می‌دهد (مثلا از قرار ملاقات‌ها با دکتر و بیمارستان‌ها اجتناب می‌کند).
E. اشتغال ذهنی به بیماری حداقل به مدت 6 ماه ادامه یافته است، اما بیماری خاصی که فرد از آن می‌ترسد ممکن است در طول این مدت تغییر کند.

دو نوع فرعی برای این اختلال میتوانیم در نظر بگیریم:

*مراقبت‌جویی: از مراقبت پزشکی، از جمله مراجعه به پزشک یا آزمایش دادن یا شیوه‌های پزشکی، زیاد استفاده می‌شود.

*مراقبت گریزی: به ندرت از مراقبت پزشکی استفاده می‌شود.

درمورد علت به وجود آمدن این اختلال دیدگاه های متفاوتی وجود دارد:

برای مثال دیدگاه فرهنگی- اجتماعی براین باور است که در اغلب موارد یکی از والدین دارای چنین تظاهراتی هستند و پاره ای از فرهنگ ها نیز این شیوه بیان هیجان ها و احساس ها را تسهیل می کنند و چهارچوبی فراهم می آورند تا فرد از بدن خود برای بیان هیجان ها و عواطف استفاده کند. خودبیمارانگاری در چارچوب مدل یادگیری اجتماعی قابل فهم است. علائم خودبیمارانگاری در واقع درخواستی برای پذیرش نقش بیمار از جانب کسی تلقی می‌شود که خود را با مسائل ظاهراً لاینحل و غلبه ناپذیر مواجه می‌بیند. نقش بیمار راه گریزی برای فرد مبتلا است. در مجموع میتوان گفت خود بیمار پنداری اختلالی است که به طور عمده با در نظر گرفتن چهارچوب تاریخچه  ی خانوادگی فرد قابل درک است.

همچنین دیدگاه روان‌ تحلیل گری در سبب شناسی این اختلال این عقیده را دارد که امیال پرخاشگرانه و خصمانه فرد نسبت به دیگران (از طریق واپس‌زنی و جابجایی) به شکایات جسمی تبدیل می‌شوند. خشم بیماران خودبیمارانگار در ناکامی‌های گذشته، طرد شدن‌ها و فقدان‌ها ریشه دارد. مکانیزم فرافکنی به منزله ی یکی از مکانیزم های اصلی خود بیمار پنداری به شمار می رود و بر اساس فرافکنی کشاننده در بخشی از بدن، آن را به صورت بخشی بیگانه و تهدید کننده در می آورد.

این اختلال شکل دیگری از سایر اختلالات روانی است و بیش از همه با اختلالات افسردگی و اضطراب ارتباط دارد.
خودبیمارانگاری همچنین به عنوان دفاعی در مقابل احساس گناه، عزت نفس پایین، و علامتی از توجه مفرط به خود تلقی می‌شود، به این ترتیب درد و رنج‌های جسمی وسیله‌ای برای جبران و کفاره دادن می‌شود.
پژوهش ها نشان می دهند که مردان و زنان به نسبت یکسانی به این اختلال مبتلا می‌شوندو این اختلال اغلب در افراد بین 20 تا 30 سال دیده می‌شود.

 

تهیه و تنظیم متن: هلیا زرشناس

 

گروه آموزشی کیهان
رتبه یک ارشد و دکتری روانشناسی و مشاوره
دانشجویان دانشگاه شهیدبهشتی و تهران


لینک های مرتبط




 
نظرات كاربران :
نام :
ايميل :
متن نظر : * 
 
متن بالا را وارد نماييد* 
 
.