.
تبلیغات

مطلب زیر را حمیده محمدی نسب، دانشجوی دکترای روانشناسی دانشگاه شهیدبهشتی، پیرامون این موضوع نوشته است. 
 

تلنگری برای وزارت بهداشت!



"انسان موجود اجتماعی است". حتماً این عبارت را زیاد شنیده اید، انسان موجود اجتماعی است ‌که‌ دوستی‌ ‌با دیگران‌ از ضرورت‌های‌ سازمان‌ وجودی‌ او به‌ شمار می‌آید. بنابراین‌،در محیط‌ جامعه‌ برای‌ خود دوستانی‌ بر می‌گزیند تا در غم‌ و شادی‌ و رفع‌مشکلات‌ روحی‌ و مادی‌ یاری‌اش‌ کنند یا او آنها را یاری کند.

در یک پژوهش از افراد می پرسیدیم انجام چه کاری به زندگی شما معنا می­دهد. جالب توجه است که تعداد بیشتر آنها می­گفتند وقتی احساس کنیم در حال انجام کاری هستیم که گرهی را از زندگی دیگران باز می­ کند و باز جالب است که بدانید شرکت کننده های ما از همه رشته ها و مشاغل بودند مهندسی، مدیریت، زبان های خارجه، هنر، علوم پایه .... .

 اشاره به رشته های مختلف آنها به هدفم از نوشتن این مطلب ربط دارد. گفتم شرکت کننده های ما از همه رشته ها بودند. تا حالا که می­خواهم از علوم انسانی بنویسم سوگیری نداشته باشم. انسان از حیث اجتماعی بودنش برای بقای خودش هم که شده به هم نوعانش نیاز دارد و میل دارد در هر جایگاهی، فعالیتی را انجام دهد که خیرش به سایرین برسد. اگر هدف خیر رسانی و گره گشایی از کار انسان ها باشد، پس دیگر نمی­ توان میان رشته های پزشکی و مهندسی و علوم پایه و علوم انسانی تمایزی قائل شد. هدف مشترک همه آنها "انسان" است و هر کدام با مسیرهای متفاوتی در راستای این هدف در حال کوشیدن اند. گروه پزشکی در تلاش است که سلامت جسم هم نوعانش را دریاب ، فنی مهندسی ها با به کار گیری ابزار و تکنولوژی روند زندگی انسان را تسهیل می­کنند و افرادی که سمت علوم انسانی میروند به دنبال آن هستند تا با شناخت بستر و جامعه و فرهنگ به ارتقا بعد روح و روان  و هنجار ها کمک کنند.

اما گاهی در میان بازی های کلان، اهداف اصلی فراموش می­شود. گرد فراموشی پاشیده می­شود و یادمان میرود در میان همه این عنوان های رنگ رنگ یک هدف مشترک است و آن هم نیاز به بقای ما است. ما برای زنده بودن و زندگی کردن به دیگری نیاز داریم و این دلیل، سوق مان میدهد به انجام کارهایی که جدا از نفع فردی نفع اجتماعی هم دارند، وقتی این اصل یادمان میرود، شروع به قضاوت می­کنیم. یک گروه را بهتر و یک گروه را بدتر می­دانیم بچه های فنی مهندسی را با هوش خطاب می­کنیم و به علوم انسانی ها بی توجهی می­کنیم. اینقدر این باور اشتباه را پر و بال می­دهیم که همه توان و استعداد دانشجوهایی را که از عشق و علاقه شان رو به رشته های علوم انسانی آورده اند را ضعیف می­کنیم... حواسمان به درآمدشان نیست، به سختی کارشان نیست... در همه کرسی های قانون گذاری مان یادمان می­رود برای رفاهشان برنامه ای تعبیه کنیم، اما گله مند می­شویم که چرا در این حوزه نظریه ای نداریم.در علوم انسانی روش علمی و پژوهش دشوار است. کفش های آهنی می­خواهد که به پا کنی و در میان جامعه بچرخی و بر اساس بافت فرهنگی، تاریخی و قومیتی جامعه ات نظریه های انسان شناسی، روانشناسی و درمانی طراحی کنی اما زمانی قادری این کار را انجام دهی که اضطراب تامین شدن نیاز های اولیه ات مانند سنگی بزرگ، راهت را سد نکند!!


چشم انداز سلامت روان 1404 را دیدم. باعث شادمانی است که دورنمای سلامت روانی افراد جامعه دغدغه مسئولین باشد و آرزویشان داشتن مدینه فاضله ای ست که در آن هر فرد از سلامت کامل برخوردار است. چه فرقی می­کند این سند را پزشکان نوشته اند یا روانشناسان یا حقوق دانان یا مهندسان... مهم هدفی است که در این چشم انداز خودنمایی میکند و آن هم ارتقای سلامت روان افراد جامعه است و حالا همه مجموعه ها دست به دست هم می­دهند تا در راستای این هدف حرکت کنند، اما  حاشیه ها که آغاز می شود نشانه پراکنده شدن همان گرد فراموشی است که اصل را از یاد میبرد، وقتی وزارت بهداشت تلاش می­کند همه امتیاز روان درمانی و سلامت روان را متعلق به خودش کند و روانشناسی بالینی را از وزارت علوم بگیرد یک علامت سوال بزرگ را در ذهن ها ایجاد میکند؟!! آیا آنها هدف را فراموش کرده اند؟  اگر هدف سلامت جامعه است ما در کنار هم برای این رشد خواهیم کوشید چه معیار و خط کشی هست که کفایت  کسی  را که می­تواند کار مداخله و درمان روانشناسی را انجام دهد، بسنجد؟ کدام قاعده دستیار روانپزشک را که دوره های مختصری از روان درمانی را گذرانده است را کارامد برای روان درمانی اعلام می­کند اما دکترای روانشناسی بالینی را که از کارشناسی آجر به آجر ساختار های ذهنی اش هم سو با رشته اش شکل گرفته را تنها دستیار روانپزشک می داند؟!

قصدم این نیست که بگویم کدام یک از این دو گروه بهتر یا بدتر اند برای ارائه این خدمت. حرف این است که معیارهای سنجشمان کجاست و چگونه بر آنها نظارت می­شود؟ آیا برای اجرای این هدف روشن که سلامت اعضای جامعه را خواستار است، نیروهای اجرایی مان را تنها با داشتن مدرک دانشگاهیشان می­سنجیم؟ اگر فرد تحصیل کرده ما در رشته ای مانند روانشناسی اینقدر در راستای گرفتن مدرک اش پشت میز مطالعه نشسته باشد که یادش رفته باشد باید برای کار با آدمهای جامعه اش باید درمیان آنها هم باشد و  فرهنگ و ساختار و آداب و رسومشان را بشناسد چه؟! آیا او صرف داشتن مدرک اش کفایت لازم را برای درمان  دارد؟ اگر با این لنز نگاه کنیم، شاید نتوانیم به راحتی قابلیت این گروه ها را برای خدمت رسانی مطلوب ارزیابی کنیم... شاید نیاز باشد مکث کنیم و دوباره  اهداف مان را مرور کنیم و  اگر هنوز هم سلامت و خدمت رسانی به انسان و جامعه قلبمان را می­لرزاند خودمان و کفایت هایمان را برای انجام مداخلات درمانی ارتقا دهیم.

حمیده محمدی نسب
دانشجوی دکتری روانشناسی/ دانشگاه شهید بهشتی


 
تعداد بازديد : 1386
نظرات بينندگان
غیر قابل انتشار : 0
در انتظار بررسی: 0
انتشار یافته : 6
پروانه کامرانی
|
1395/03/10 - 14:56
0
9
کاملاً به حرف های مشا موافقم خانم محمدی. مشکل اینجاست که روانشناس ها نمیخوان از حقشون دقاع کنن یا نمیدونن باید چطور این کار رو انجام بدن باید از این حرف ها بیشتر بزنیم
سپیده ماهرویی
|
1395/03/10 - 15:32
0
7
"وقتی وزارت بهداشت تلاش می­کند همه امتیاز روان درمانی و سلامت روان را متعلق به خودش کند و روانشناسی بالینی را از وزارت علوم بگیرد یک علامت سوال بزرگ را در ذهن ها ایجاد میکند؟!!" این قسمتش عالی بود سرکار خانم محمدی نسب. ممنون از شما و گروه خوب و دلسوز کیهان.
احسان اکبری
|
1395/03/10 - 15:37
0
7
جانا سخن از زبان ما می گویی....شامل و کامل...احسنت
ناشناس
|
1395/03/10 - 23:04
0
2
خوب حالا باید چی کار کنیم؟
الهه
|
1395/03/11 - 08:39
0
2
دعا میکنم و از خدا میخوام کمک کنه ،به من و امثال من که از دیدن دردهایی تو اجماع دلشون به درد اومده و اومدن تا کمک کنن به همه ی آدمایی که اکثر رفتارهاشون حاکی از یه روان آزرده است.
سمیه
|
1395/03/11 - 10:42
0
5
من اول تشکر می کنم از گروه خوب کیهان که نشون داده همراه روانشناس هاست. ممنون. بعد هم از خانم محمدی تشکر میکنم که متنی به این زیبایی نوشتن. اینکه دانشجوهای دکترای بهترین دانشگاه های ما فقط به فکر خودشون و نمره هاشون و ... نیستن و اجتماعی نگاه میکنن مایه دلگرمی برای ما دانشجوهای مقطع پایینتره. به نظرم میرسه این یکی از بهترین ابزارهای ماست برای اینکه صدامون رو به گوش وزارت بهداشتی های عزیز! برسونیم.
نظرات كاربران :
نام :
ايميل :
متن نظر : * 
 
متن بالا را وارد نماييد* 
 
دانلود رایگان
تماس با ما
خیابان انقلاب اسلامی - خیابان 12 فروردین - کوچه نوروز - پلاک 4 - واحد 3
شماره تماس: 02166475618 الی 20
شماره پیامک:  02166475620

سوالاتی در خصوص کنکورهای ارشد و دکتری روانشناسی و مشاوره

.